ليزر در چشم پزشكي

از آنجايي كه چشم يك سيستم اپتيكي و هدف اصلي آن تشكيل تصوير از محيطاطراف است , يك محيط ايده ال براي استفاده از انواع ليزرها با مقاصد درماني و تشخيصي مي باشد . در اين مقاله انواع ليزرهاي موجود بررسي و تكنيكهاي مورد استفاده از آنها براي تشخيص بيماريهاي گوناگون و اندازه گيري دقيق چشمي ارائه مي گردد.

 

پولاريمتري ليزرLaser Polarimetry    :

لايه never fiber , سطحي ترين لايه رتين مي باشد و حاوي اكسونهاي سلولهايي است كه پس از عبور از سطح رتين عصب بينايي را تشكيل مي دهند . در اين روش ضخامت اين لايه با استفاده از ليزر مادون قرمز ديود با طول موج 780 نانومتر اندازه گيري مي شود . نور ليزر در برگشت به دليل خاصيت اپتيكي آن كه birefringence  ناميده مي شود به دو اشعه موازي تقسيم مي شود . اين دو اشعه با دو سرعت متفاوت حركت مي كنند و تفاوت زماني اين دو اشعه متناسب با ضخامت لايه مي باشد . مهمترين بيماري چشمي كه در جريان آن , ضخامت اين لايه كاهش مي يابد گلوكوم است كه ميزان اين كاهش و توپوگرافي نقاط صدمه ديده در تشخيص و هم چنين پيگيري اين بيماران كمك كننده خواهد بود . احتمالا اين تكنولوژي در آينده براي ساير بيماريهاي رتين مانند ادم , دژنراسيونهاي ماكولا و رتينوپاتي ديابتي نيز بكار گرفته خواهد شد.

 

انترفرومتري ليزري Laser Interferometry  :

در بيماراني كه دچار كدورتهاي شديد مدياي چشم هستند . ارزيابي ماكولا با استفاده از روشهاي افتالموسكوپي مشكل تر است . بخصوص اگر اين بيماران كا نديد عمل جراحي باشند , آگاهي از پتانسيل ديد ماكولا در ارزيابي و پيش بيني ديد بيماران بعد از عمل بسيار كمك كننده خواهد بود . يك دسته از اين بيماران , بيماراني هستند كه نيازمند عمل كاتاراكت مي باشند كه شايعترين عمل جراحي در چشم پزشكي است . در اين بيماران در صورتي كه مدت كاتاراكت رياد باشد , مي توان از ليزر براي پيش بيني وضعيت ديد ماكولا استفاده نمود . در اين روش با استفاده از دو دسته اشعه ليزر هليوم ــ نئون مي توان يك اپتوتايپ خاص ( مثلا حرف E  )  را روي ماكولا متمركز كرد . سپس با استفاده از Interference fringe , تصوير آن بر روي ماكولا توسط بيمار درك مي شود . كوچكترين تصويري كه بيمار بتواند آن را تشخيص دهد به عنوان پتانسيل ماكولا در نظر گرفته مي شود . البته استفاده از اين روش در كدورتهاي متوسط لنز قدرت پيش بيني بهتري دارد . اين روش در مورد بعضي از بيماريها مانند دژنراسيون ماكولا ناشي از سن ( ADM ) , آمبليوپي , ادم ماكولا , گلوكوم , اسكارهاي كوچك ماكولا نيز ممكن است دقت كافي ندارد .

 

افتالموسكوپي ليزري Scanning Laser Ophthalmoscopy  :

در جريان بيماري گلوكوم تغييراتي در سر عصب بينايي ايجاد مي شود كه شامل است بر : افزايش كاپ عصب  , excavation , notching و كاهش neuroretinal . اندازه گيري دقيق اين عوارض و تشخيص تغييرات آنها در طول زمان بسيار مهم است . در واقع در اين روش با استفاده از نور ليزر تصوير بسيار دقيقي از سر عصب تهيه مي شود كه تمامي اندكسهاي توپوگرافيك عصب شامل اندازه كاپ , حجم كاپ , و تغييرات لبه عصب به صورت ديجيتال اندازه گيري شده ذخيره مي شود تا در اندازه گيري هاي متوالي با هم مقايسه شده حساسيت در تشخيص پيشرفت ضايعه را افزايش دهد . در اين روش از يك ليزر ديود با طول موج 670 نانومتر استفاده مي گردد .

 

توموگرافي ليزري Optical Coherence Tomography  :

در اين روش ــ  كه در آن به جاي اولتراسوند , نور ليزر مورد استفاده قرار ميگيرد ــ اندازه گيريهاي اپتيك با استفاده از تكنيك LOW COHERENCE INTERFROMETRY انجام مي شود . استفاده از اين تكنيك اجازه اندازه گيري بافتها و فواصل آنها را با دقت كمتر از 10 ميكرون مي دهد , در حاليكه دقت اولتراسوند حداكثر تا 20 ميكرون است . در اين روش كه از نور ليزر ديود با طول موج 820 نانومتر استفاده مي شود يك تصوير cross sectional  از رتين تهيه مي گردد . بدين ترتيب مي توان هيستولوژي شبكيه را در لايه هاي مختلف با دقت بي نظيري مشاهده كرد و ضخامت ماكولا , لايه nerev fiber و كاپ اپتيك را بررسي نمود . همچنين مي توان اندازه پارامترهاي مختلف سر عصب را اندازه گيري كرد . مي توان تصويري از سوراخهاي ماكولا و يا جداشدگي شبكيه از بيمار CSR را نشان داد . اندازه گيري ضخامت ماكولا و لايه nerve fiber در گلوكوم اهميت ويژه اي دارد كه با اين روش قابل اندازه گيري است . همچنين از اين روش مي توان براي اندازه گيري ضخامت قرنيه و بررسي عناصر مختلف سگمان قدامي چشم سود برد .

 

 Optical Biometry:

اندازه گيري طول قدامي ــ خلفي چشم يكي از پارامترهاي مهم در طول محاسبه قدرت لنز داخل چشمي مورد نياز در طي عمل كاتاراكت است. تاكنون از اولتراسوند براي اندازه گيري اين پارامتر استفاده مي شده است . اما اكنون كه جراحي كاتاراكت جزو جراحي هاي refractive  محسوب مي شود ميزان عيب انكساري بيمار پس از عمل اهميت بيشتري پيدا مي كند . بخصوص اين ميزان در بيماراني كه از لنزهاي مولتي فوكال و يا تطابقي استفاده مي شود اهميت كليدي پيدا مي كند . همچنين وقت اندازه گيري طول قدامي ــ خلفي چشم در بيماراني كه دچار ميوپي يا هيپروپي شديدي هستند و بالطبع طول قدامي ــ خلفي چشم آنها بترتيب بسيار بيشتر و يا كمتر از رنال مي باشد , در محاسبه قدرت لنز داخل چشمي آنها اهميت دو چنداني دارد.

با استفاده از تكنيك partial coherence interferometry و با استفاده از نور ليزر با دقت حدود 10 ميكرون مي توان طول قدامي ـــ خلفي چشم را اندازه گيري كرد . اين روش علاوه بر دقت بالاتر نسبت به استفاده از اولتراسوند , يك روش غير تمامي مي باشد بنابراين روش راحت تري براي بيمار مي باشد . احتمال انتقال عفونتهاي مختلف از طريق پروب اولتراسوند را كاهش مي دهد . اندازه گيري , سرعت بيشتري پيدا مي كند و نياز به تكنسين ماهر را نيز كاهش مي دهد .